برچسب:
نویسنده: سام شجاعی
برچسب:
نویسنده: سام شجاعی
برچسب:
نویسنده: سام شجاعی
باز هم مهندس مهمون داره اون هم چه مهمونی! یه گردن کلفت و یک مفت خور با پنج نفر همراه؛ یعنی با خود مهندس شدند هشت نفر آدم که بغل دست من نشستند دارند چلوکباب یکی از بهترین رستوران های تبریز رو می خورند!
برچسب:
نویسنده: سام شجاعی
برچسب:
نویسنده: سام شجاعی
برچسب:
نویسنده: سام شجاعی
یه کم بی انرژی شدم... یه کم بی انگیزه اما باز هم دارم برای خودم انگیزه جور میکنم....!!
...
اون روز دوستم حالش خوب بود و ماشین مال اون نبود... و مثل همیشه اون همیشه یه وقت هایی ناپدید میشه و نه خبری میده نه هیچی!...
...
زندگی جریان داره ولی خب داره میره به سمت سراشیبی... اشکالی نداره، اونقدر آدم دیدم که بالای پنجاه شصت سال تازه یه کاری رو شروع کردند و موفق هم شدند...
برچسب:
نویسنده: سام شجاعی
برچسب:
نویسنده: سام شجاعی
برچسب:
نویسنده: سام شجاعی
برچسب:
نویسنده: سام شجاعی